تبلیغات
زاگرس ما - تاملی در کارکرد انتخاباتی حزب و نسبت آن با طایفه و پوپولیسم

نگاهی از بلندای زاگرس بر فلات ایران زمین

تاملی در کارکرد انتخاباتی حزب و نسبت آن با طایفه و پوپولیسم

نویسنده :بابک ملایری
تاریخ:چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394-07:13 ق.ظ

انتخابات یک پدیده سیاسی مربوط به دوران دولت - ملت های مدرن است که بر اساس آن مردم قرار است از میان نامزدهای مختلف شایسته ترین افراد را برای پست هایی انتخاب کنند. در همین ارتباط احزاب سیاسی وظیفه ای میانجی را بر عهده می گیرند تا از یک سو نامزدهای همسو با برنامه های حزب را به مردم معرفی کنند و مورد حمایت خود قرار دهند و از سوی دیگر با اعلام برنامه های حزب در زمینه های مختلف ، مردم را در کار انتخاب راهنمایی و هدایت کنند.






هر چه توسعه سیاسی در مرحله بالاتری باشد ، انتخاب مردم نهادینه تر و مطابق با برنامه های احزاب خواهد بود. در چنین فضایی لازم نیست که مردم تک تک نامزدها را بشناسند بلکه مردم با شناختن چند حزب مختلف حزبی را که بیشترین نزدیکی را میان برنامه های آن با خواسته های خود مشاهده می کنند از میان احزاب مختلف انتخاب می کنند و به نامزدهای آن حزب رای می دهند. طبعا در یک جامعه برخوردار از توسعه سیاسی احزاب در قبال برنامه های ارائه کرده پاسخگو خواهند بود و مردم به شیوه های مختلف خواهان پاسخگویی حزب می شوند. در نبود توسعه سیاسی و نبود احزاب سیاسی متناسب با خواسته های جامعه ، کارکرد احزاب به دیگر بخش ها و نهادهای اجتماعی منتقل می شود. در چنین فضایی است که دانشگاه ، مطبوعات و دیگر ارکان جامعه هر کدام بخشی از کارکرد حزب را بر عهده می گیرند. چندان عجیب نیست که در چنین فضایی برخی هم بخواهند کارکرد حزب را بر یکی از ارکان سنتی جامعه مانند طایفه بار کنند. طایفه یک نهاد اجتماعی سنتی است که کارکردهای سنتی خاص خود را دارد اما به هیچ وجه نمی تواند نقش یک حزب سیاسی را در ارتباط با پدیده انتخابات ایفا کند. البته در جامعه ای که در برزخ میان سنت و مدرنیته سرگردان مانده و از توسعه سیاسی برخوردار نشده اصلا عجیب نیست که انتخابات در برخی مناطق رنگ و بوی قومیتی داشته باشد بخصوص در شهرهای کوچکتر که ارتباطات شفاهی و سنتی بیشتر و پیوندهای و هویت های سنتی از جمله هویت قومی و طایفه ای پررنگ تر است، انتخاب مردم در انتخابات سیاسی کم و بیش رنگ قومی و طایفه ای خواهد داشت.

به گمانم در اینجا بحث هویت ها مطرح نیست بلکه بحث درجه توسعه سیاسی مطرح است. کسانی که بر توسعه سیاسی و انتخاب هدفمند و برنامه محور مردم در انتخابات تاکید می کنند ، با هویت قومی مردم دشمنی ندارند بلکه بر پیروی از الزامات و سازوکارهای مدرن در یک پدیده اجتماعی مدرن مانند انتخابات تاکید دارند.

موضوع مهم در اینجا یافتن راهی برای سازگار ساختن هویت های سنتی با سازوکارهای مدرن است. هنری اگر هست در اینجا باید خود را نشان دهد. تشکیل حزب سیاسی یا سازمان های غیردولتی و مردم نهاد با گرایش های قومیتی می تواند بخشی از راه حل در این زمینه باشد و ضمن نظام مند کردن مشارکت مردم در انتخابات ، دغدغه های قومی را هم در نظر داشته باشد.

احزاب در حالت ایده آل بهترین سکو برای شکل دهی به مشارکت مردم در انتخابات هستند هرچند در نبود احزاب ارکان دیگر اجتماعی از قبیل طوایف ، مطبوعات ، مساجد و ... هر کدام بخشی از وظیفه احزاب را عهده دار می شوند و در چنین فضای ابهام آلودی است که نامزدها فرصت می کنند با وعده های فریبنده رای مردم را جذب کنند و به اشکال مختلف از زیر بار عمل به قول های خود شانه خالی کنند. این به دلیل نبود توسعه سیاسی و نهادینه نبودن انتخاب مردم است و معنای آن پوپولیسم نیست. وقتی توسعه سیاسی نباشد ، راه برای پوپولیسم چه از جانب احزاب یا از موضع طایفه گرایی باز می شود. حزب یک نهاد عینی سیاسی است که می تواند کارکرد اجتماعی داشته باشد. طایفه یک نهاد عینی اجتماعی است که می تواند کارکرد سیاسی هم (مثلا در انتخابات) داشته باشد اما پوپولیسم یک شیوه و روش است. یک حزب سیاسی یا یک نامزد انتخاباتی می تواند از جایگاه قوم گرایی و طایفه گرایی با شیوه ای پوپولیستی وارد انتخابات شود کما اینکه یک نامزد منتسب به قوم لر در انتخابات ریاست جمهوری با رویکردی پوپولیستی وارد شد و شکست خورد.

به گمانم زیست در جامعه امروزی که از ساخت سنتی خود جدا شده است ، مستلزم ایجاد یک حالت سازش میان هویت شهروندی و هویت قومی و طایفه ای است. هر کدام از این دو هویت کارکردهای خاص خود را دارند و می توانند در بزنگاههایی به کار آیند. در انتخابات که فعالیتی در عرصه سیاسی است ، هویت شهروندی به کار می آید هر چند هویت قومی می تواند در قالب یک حزب سیاسی مکمل آن باشد. هویت قومی و طایفه ای در عرصه های دیگر مانند اجتماعی و فرهنگی و ورزشی کارکرد دارد. اشاره برخی دوستان کاملا درست است که هویت یابی قومی در عرصه ورزشی مانند تیم های فوتبال برای بخشی از اقشار جامعه جذابیت بیشتری دارد. اما ساده انگارانه است که بخواهیم این هویت یابی در عرصه اجتماعی ورزش را به عرصه سیاسی تسری دهیم. این خود نوعی پوپولیسم است. اشتباه برخی دوستان در این است که میان حمایت از یک نامزد انتخاباتی و حمایت از یک تیم فوتبال تفاوتی قائل نمی شوند!


مطالب مرتبط :


احزاب و طوایف نباشند دنیا به کام پوپولیسم خواهد بود - سایت لور

شکست فاحش پوپولیسم قوم گرایانه در انتخابات - زاگرس ما



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ابراهیم
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 10:03 ق.ظ
من به مثابه یک شهروند، سه راه را مقابل خودم می بینم تا از میان جمعی کاندیدا گزینه هایم را برگزینم:
اول این که به مرام سیاسی، برنامه های مدون و سوابق مشخص کاندیداها توجه کنم.
دوم این که به موقعیت و بافت اجتماعی کاندیداها بنگرم (که در جامعه لرستان و اغلب مناطق ایران طایفه ایو محله ای است).
سوم این که به سخنرانی ها و برنامه های تبلیغاتی کاندیداها در هنگام انتخابات توجه کنم (که من نام این سومی را پوپولیسم گذاشته ام).
امیدوارم این توضیحات سوءتفاهم های ممکن درباره این که آیا می شود پوپولیسم در کنار طایفه گرایی و تحزب قرار گیرد یا نگیرد را روشن کند. واضح است که دو یا سه مورد از سه گانه فوق را می شود ادغام کرد مثل تجزب طایفه ای یا تحزب پوپولیستی یا تحزب طایفه ای پوپولیستی و...!
اما شخصا هنوز هم نفهمیده ام چرا کسی مثل جنابعالی با این قلم و ذکاوت و حساسیتی که درست سر بزنگاه درباره مسایل قومی لُر نشان می دهی، درباره عملکرد روحانی و مخصوصا دستیار قومی اش سکوت کرده ای! هنوز می گویم که باری ما محلی گرایی و حقوق اقوام (مخصوصا لر) در اولویت است اما جنابعالی اولویت های سیاسی دیگری دارید حالا شاید حاضر نباشید اسمش را "اصلاحات" بگذارید به هر حال هرچه هستند باعث شدند که درست در سر بزنگاه انتخابات ریاست جمهوری که بهترین فرصت برای طرح مطالبات ملی اقوام است گزینه دیگری را ترجیح دهید که اتفاقا از بدترین گزینه های ممکن برای قومیت هاست.
پاسخ بابک ملایری : از توضیح خوبتان ممنون
ایکاش از اول روشن کرده بودید که پوپولیسم را به معنای خاصی به کار برده اید.
دستیار قومی روحانی بنظرم موضوعی جدی از ابتدا نبوده و خیلی نیازمند صحبت نبوده است
ابراهیم
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 09:27 ق.ظ
سلام بابک جان!
به زودی با توجه به یادداشت جنابعالی باب دیگری از بحث را در لور باز می کنم.
عجالتا عرض می شود که بنده پوپولیسم حسن روحانی و محمود احمدی نژاد را خیلی خیلی خطرناک تر از آسیب احتمالی قوم گرایی محسن رضایی می بینم، این عوام فریبی تحت عنوان چپ و راست، بدون این که حد و حدود و اصول و احزاب آن مدون باشد مقصر اصلی وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی امروز ماست.
رضایی درست در سال هایی که قوم ما به اضمحلال و رخوت فرو رفته به بازتعریف لُر کمک بزرگی کرده است و همین کافی است که همواره قهرمان ما باشد، او اگر در دست یابی به صندلی ریاست جمهوری شکست خورد اما در هدف دیگرش (که حمایت ما زا ایشان به خاطر همین هدف بود) پیروزی بزرگی به دست آورده است.
از شما تعجب می کنم که هیچ مطلبی درباره حرکت بی رحمانه و بی انصافی بزرگ یونسی، دستیار حسن روحانی در حذف نام لر از قومیت های ایرانی در سایت شان و در سخنان و برنامه های شان هیچی ننوشتید.
برای شما اصلاحات و خاتمی اولویت اول هستند اما برای هما اقوام و لرها اولویت اول هستند و بدین ترتیب حتما انتخاب های مان در عرصه هایی چون ریاست جمهوری متفاوتند.
پاسخ بابک ملایری : دوست بزرگوارم متاسفانه به اصل نقد من توجه نکردی و درباره اشکالی که بحث شما گرفتم جوابی نداده ای.
حرف من این بوده که پوپولیسم را در کنار حزب و قومیت نمی توان یکی از صحنه های ورود مردم به انتخابات دانست چون جنس آن چیز دیگری است بلکه پوپولیسم یک شیوه سیاسی است که می تواند از دروازه قوم یا حزب وارد شود...
اتفاقا" اصلاحات و خاتمی دیگر برای من هیچ اولویتی ندارند اما چاره کار را در پوپولیسم قومی نمی دانم.
درباره سایت یونسی موضوع خیلی رسانه ای نشده است . البته یونسی یک بار حرفی درباره لرها زد و گفت که مناسبات قومی در قوم لر مانند اقوام دیگر نیست شاید به این دلیل است که در سایتش از لر نام نبرده است که البته کار اشتباهی است و حتما قوم لر هر چند مناسبات قومی به معنی مورد نظر یونسی را نداشته باشد باید حتما نامش در سایت اقوام باشد...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
aa

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah