تبلیغات
زاگرس ما

زاگرس ما
نگاهی از بلندای زاگرس بر فلات ایران زمین
نویسندگان
در پی انتخابات مجلس دهم در ملایر و انتخاب محمد کاظمی اصلاح طلب در دور اول و احد آزادیخواه منتسب به اصولگرایان در دور دوم ، این سوال در برخی گروههای مجازی ملایر مطرح شد که آیا این دو نماینده می توانند با هم به توافق و هماهنگی لازم برسند یا نه؟


گمان نمی کنم این دو نماینده ملایر در مسائل کلی سیاسی آبشان از یک جوی برود هر چند به اقتضای نمایندگی در موضوعات خرد تلاش می کنند برای آبرو و منافع شهر هم که شده حرفشان یکی باشد.
اما نکته مهمتر به نظر من این است که چطور می شود در یک انتخابات در دو اول و دوم دو نماینده با گرایش های تقریبا متضاد انتخاب شوند. وقتی در دور اول جناب کاظمی با آن سابقه اصلاح طلبی انتخاب می شود اگر این انتخاب بر اساس ملاحظات سیاسی رای دهندگان بوده باشد لاجرم باید در دور دوم هم اثر و نشانی از این گرایش باشد. انتخاب دو نماینده با دو گرایش متضاد در یک انتخابات نشان واضحی است که نه رای به کاظمی نشان اصلاح طلبی مردم بوده و نه رای به آزادیخواه نشان اصولگرایی (به معنای رایج سیاسی) مردم ملایر. هم از این جهت است که بنده رای حزبی را در چنین جامعه ناتوسعه یافته و ژله ای سیاسی معنادار نمی دانم و اصل را بر انتخاب فرد اصلح - هر چند مستقل - بدون توجه به گرایش سیاسی می دانم.
البته نمی توان وجود تعدادی آرای سیاسی اصلاح طلبانه در سبد رای کاظمی و همچنین تعدادی آرای اصولگرایانه در سبد رای آزادیخوه را انکار کرد اما مساله مهم این است که این آرای حزبی و سیاسی درصد کمی بوده و اکثریت رای دهندگان بر اساس ملاحظاتی غیرسیاسی و حزبی رای داده اند.
به هر روی امیدواریم که با توسعه احزاب واقعی و مطبوعات آزاد و .. به تدریج به سمت انتخابات حزبی واقعی برویم. تا دیگر شاهد چنین بحثی نباشیم که آیا دو نماینده انتخاب شده در یک دوره می توانند با هم کنار بیایند یا نه ؟!



[ چهارشنبه 12 خرداد 1395 ] [ 02:02 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]
سلام دوستان عزیز
متاسفانه وبلاگ تقریبا یک سالی است که خاموش مانده و به یک سالنامه تبدیل شده است! امیدوارم بزودی با مطالب جدید در خدمت دوستان عزیز باشم.
منتظر نظرات شما هستم



[ چهارشنبه 12 خرداد 1395 ] [ 01:58 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]
مرتضی هادی‌پور رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی خرم‌آباد از کاهش سالانه دو میلیارد متر مکعب از منابع آبی استان لرستان خبر داد.

وی شامگاه یکشنبه در جلسه‌ کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی اتاق بازرگانی خرم‌آباد اظهار داشت: بحران آب در کشور و به تبع آن در لرستان نتیجه‌ تخریب منابع طبیعی و محیط زیست بوده و همین امر در سطح ملی نگرانی‌هایی به وجود آورده است.

رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی خرم آباد آب را محور تولید محصولات کشاورزی عنوان کرد و گفت: به علت بحران آب و تخریب منابع طبیعی هر روز شاهد کاهش تولید این محصولات در لرستان هستیم.

هادی‌پور به بحران آب‌های زیرزمینی اشاره کرد و گفت: سالانه ۱۰ میلیارد متر مکعب از آبهای زیرزمینی تحلیل می‌رود چون این موضوع با تأمین آب شرب جامعه در ارتباط است منجر به بروز نگرانی‌هایی شده است.

وی بر ضرورت جلوگیری از تخریب منابع طبیعی و حفاظت از آنها تأکید کرد و افزود: در سطح ملی و مناطق به این موضوع توجه نمی‌شود چرا که فقط ظاهر قضیه را می‌بینند.

رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی خرم‌آباد از خشک شدن رودخانه‌های لرستان خبر داد و گفت: سالانه حدود دو میلیارد متر مکعب از منابع آبی استان کاسته می‌شود.

هادی‌پور با ابراز تأسف از این موضوع ادامه داد: ما به آنچه که با چشم ظاهر می‌بینیم واقف هستیم و از باطن قضیه که با آسیب جدی مواجه است بی‌اطلاعیم که جا دارد مسئولان امر به موضوع اهتمام ویژه داشته باشند.

وی با بیان اینکه مراتع لرستان به شدت تخریب شده‌ است افزود: میزان تریب مراتع درجه یک، دو و سه در استان به ترتیب پنج، ۱۵ و ۸۰ درصد است و همین امر موجب از بین رفتن منابع آبی و محیط زیست شده است.

منبع: مهر (لینک خبر)





[ دوشنبه 8 تیر 1394 ] [ 06:33 ب.ظ ] [ بابک ملایری ]

داعش مولود فروپاشی طوایف عراق نیست ناشی از فروپاشی دولت مرکزی است


بحث نسبت میان طایفه با نگاه خاص به استان لرستان ، با مقوله هایی مانند توسعه و انتخابات چندی است که در یادداشت هایی در سایت «لور» مطرح شده است. بطور خاص ، دوست گرامی جناب آقای خدایی در سلسله مقالاتی با پرداختن به این موضوعات ، در نهایت این حرف و نتیجه گیری را به میان انداختند که انتخابات با تکیه بر تحزب در لرستان جواب نمی دهد و باید به دنبال راهی برای توسعه بومی بود.

ایشان در تازه ترین مطلب سایت ، با نقل یک سخنرانی از دکتر جلایی پور ، با اشاره به این بخش از سخنان جلایی پور «وجود
انواع محافل خانوادگی، خویشاوندی و ... در ایران مانع توده ای شدن جامعه می شود و از پیش برد افسار گسیخته سیاست های پوپولیستی جلوگیری می کند» ، این بخش از سخنان جلایی پور را تائیدی بر ادعادی خود در خصوص «کاربرد طوایف لرستان برای جلوگیری از سیطره کامل پوپولیست ها در انتخابات و سایر صحنه ها» دانسته اند.

به گمانم نکته ای در سخن آقای جلایی پور هست که چندان مورد عنایت واقع نشده یا حتی می توان گفت سهوا" مغفول مانده است و آن بحث سازماندهی اجتماعی است.

دکتر جلایی پور می گوید :« جامعه ایران اگر ان.جی.او ندارد در عوض تا دلتان بخواهد محفل دارد ؛ محافل خانوادگی ، خویشاوندی ، عقیدتی ، صنفی ، همسایگی و رفاقتی . بحث های جامعه در این محافل می چرخد و مورد بحث قرار می گیرد. از بالا نمی توانند مغز مردم را مستقیم هدف بگیرند. محافل قوی است هر چند ان جی او ضعیف است. جامعه توده ای جامعه ای ای است که بین بالا و پایین آن نهادهای مدنی و تشکل ها ضعیف هستند و لذا در جامعه توده ای می توان مستقیم توده ها را بسیج کرد. در جامعه مدنی مردم خود را سازماندهی کرده و انسجام بخشیده اند و بخش میانی جامعه پر است. »

به گمانم ، از این منظر نمی توان طایفه و ایل و قوم را به مثابه NGO (سازمان غیر دولتی) یا حتی «محفل» به مفهوم مورد نظر آقای جلایی پور در نظر گرفت.
طایفه ها بیشتر نقش هویت بخشی دارند و مثلا اعضای یک طایفه با انتساب خود به آن طایفه برای خود هویت سازی می کنند و هرچند در گذشته طایفه حتما" نقش سازماندهی اجتماعی هم داشته و مثلا در جنگ ها یا مواقع دیگر بزرگ یک طایفه افراد را جمع می کرده و به کاری ترغیب و تشویق می کرده و طایفه به نوعی نقش سازماندهی را هم بر عهده داشته اما امروز دیگر طایفه نقش سازماندهی ندارد اگر هم داشته باشد بسیار کمرنگ است.

چنانکه در یادداشت قبلی هم گفتم ،
در اینجا بحث هویت مطرح نیست بلکه بحث درجه توسعه سیاسی مطرح است. کسانی که بر توسعه سیاسی و انتخاب هدفمند و برنامه محور مردم در انتخابات تاکید می کنند ، با هویت قومی مردم دشمنی ندارند بلکه بر پیروی از الزامات و سازوکارهای مدرن در یک پدیده اجتماعی مدرن مانند انتخابات تاکید دارند. موضوع مهم در اینجا یافتن راهی برای سازگار ساختن هویت های سنتی با سازوکارهای مدرن است. تشکیل حزب سیاسی یا سازمان های غیردولتی و مردم نهاد با گرایش های قومیتی می تواند بخشی از راه حل در این زمینه باشد و ضمن نظام مند کردن مشارکت مردم در انتخابات ، دغدغه های قومی را هم در نظر داشته باشد.

احزاب در حالت ایده آل بهترین سکو برای شکل دهی به مشارکت مردم در انتخابات هستند هرچند در نبود احزاب ارکان دیگر اجتماعی از قبیل طوایف ، مطبوعات ، مساجد و ... هر کدام بخشی از وظیفه احزاب را عهده دار می شوند

به گمانم در نقل قول آقای خدایی از جلایی پور یک اشتباه سهوی صورت گرفته و آن اینکه از «محافل سنتی و خویشاوندی» سخن به میان آمده و چنین نتیجه گیری شده که طایفه هم می تواند نقش ضربه گیر اجتماعی یا همان جامعه مدنی را به عنوان واسط و عایق میان مردم و دولت (stste) ایفا کند حال آنکه اساس بحث دکتر جلایی پور سازماندهی اجتماعی است و نظر ایشان درباره «محافل» ناظر به بحث سازماندهی های خُرد و در سطح شهروندی است.

نکته جالب اینکه آقای خدایی پیش از این در یادداشتی به صراحت حکم قطعی صادر کردند که «این نهال (یک انتخابات مُدرن متکّی به تحزّب) در این زمین (لرستان) ثمر نمی دهد» در حالی که پیشتر ، «احزاب را در کنار طوایف (و دیگر هویت های سنتی) و پوپولیسم سه زمینه برای مشارکت مردم در انتخابات» دانسته بودند. با کنار هم گذاشتن این دو گزاره به این نتیجه می رسیم که از نظر ایشان ، انتخابات متکی بر طوایف در لرستان ثمر می دهد! این همان نکته ای است که اینجانب در یادداشت قبلی از آن به عنوان بار کردن کارکردها یا کارویژه های مدرن بر نهادهای سنتی مانند طوایف یاد کردم.

به گمانم جناب آقای خدایی بحث سازماندهی اجتماعی را با بحث مشارکت سیاسی خلط کرده و به نتایج اشتباهی رسیده اند. سازماندهی اجتماعی می تواند حتی بصورت هماهنگی و سازماندهی فردی بین چند نفر در یک محله باشد که در شکل عالی آن به صورت سازمان های غیر دولتی (سمن) یا همان ان.جی.او ها است و حال آنکه عنصر سازماندهی در طوایف وجود ندارد یا بسیار کم است و از این منظر طایفه را نمی توان از عناصر یا محافل جلوگیری از سیاست های توده ای در نظر گرفت.

ایشان در جای دیگری با اشاره به اینکه «طایفه مند بودن» ویژگی جامعه ما (در لرستان) است ، ضمن یادآوری تطور اجتماعی غرب از جامعه فئودالی به سرمایه داری ، خاطرنشان می کنند که «اگر مدرنیته غربی در قالب سرمایه داری از دل فئودالیسم برآمده است، چه بسا مدرنیته ما در قالبی که هنوز مشخص نیست از دل جامعه طایفه ای ما بر آید!»

در اینجا این مساله مورد غفلت واقع شده که هدف توسعه سیاسی و اجتماعی رسیدن به جامعه ای برخوردار از آسایش و رفاه عمومی و برابری است و نهادهایی مانند احزاب و مطبوعات آزاد به تجربه ثابت شده که بهترین ابزارها برای رسیدن به آن هدف ها هستند. نمی دانم ما باید منتظر باشیم تا در لرستان چه چیزی اختراع شود تا جای آنها را بگیرد. شاید باید منتظر می ماندیم تا در لرستان ، چرخ هم به شکل دیگری اختراع شود؟!
احزاب و مطبوعات در کشورهای دیگری مانند هندوستان هم که رنگ و بویی از فئودالیسم غربی نداشته، سهل است که قرن ها مستعمره غرب هم بوده ، امروز به عنوان ابراز کارآمد توسعه سیاسی و اجتماعی جا افتاده و تا حد زیادی هم جواب داده است.

جناب آقای خدایی معتقدند که «
مردم ما بدون طایفه تنها خواهند بود یک تنهایی خطرناک! که از دل آن هم می شود داعش و هم کره شمالی در آورد» . ایشان بر این باور است که «فروپاشی نهادهای سنتی عرب بدون تشکیل نهادهای مدرن کار داعش را راحت کرده است».
 
در اینجا نیز به نظر می رسد آدرس اشتباهی مطرح شده است. داعش از فروپاشی نهادهای سنتی عربی سر بر نیاورد بلکه اتفاقا" از فروپاشی نهاد دولت مرکزی مقتدر سر برآورده است. حذف فیزیکی دولت مرکزی مقتدر در عراق و تضعیف دولت مرکزی سوریه که دهه ها طوایف و اقوام مختلف را مانند بند تسبیح کنار هم قرار داده بودند ، مانند پاره شدن نخ تسبیح موجب تفرق طایفه ای و مذهبی در عراق و سوریه شده و داعش از دل آن برآمده است چنانکه اتفاقا" نیروهای سرخورده طوایف و عشایر عراق یکی از منابع اصلی جذب نیروی داعش بوده است (در کنار نیروهایی که از خارج می آیند) . اتفاقا" به نظر من طایفه گرایی و تضعیف دولت مرکزی بطور بالقوه می تواند زاینده داعش و داعش ها باشد.

البته جناب خدایی به دلیل حوزه مطالعاتی شان در زمینه جامعه شناسی قطعا صلاحیت بیشتری از راقم این سطور برای اظهار نظر دارند اما به گمانم در این زمینه بد نیست به این موضوع هم توجه کنیم که از نگاه برخی کارشناسان ، کل جوامع گیتی در تمام اعصار از چهار مرحله عبور می کنند : طایفه اولین شکل اجتماعی بوده که هزاران سال پیش ظهور یافته است که بر اساس هویت خویشاوندی استوار است؛ شکل نهادی دومین حالت نظام اجتماعی بوده و اشکال بازار و شبکه نیز در پی آنها می آیند.

«دیوید رانفلت» دکترای علوم سیاسی از دانشگاه «استنفورد» و پژوهشگر موسسه «رند» بر این باور است که «یک جامعه پیشرفته و دموکراتیک عصر اطلاعات برای موفقیت در قرن 21 باید هر چهار شکل فرماسیون اجتماعی را داشته باشد و آنها را به شکل کارآمدی در کنار هم قرار دهد .»

به گمانم ما هم بجای اینکه بخواهیم کل فرایند توسعه را از صفر شروع کنیم و به دنبال توسعه برآمده از طایفه باشیم ، بهتر است به دنبال سازگاری عناصر جامعه طایفه ای با سازکارهای جوامع مدرن باشیم.



http://uupload.ir/files/rfyx_untitled.jpg


بابک ملایری - دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران


مطالب مرتبط:


زمین را عوض کنیم یا نهال را ؟ / لرستان ، انتخابات ، طایفه و توسعه (لینک )

کاوشگری در چگونگی عملکرد جوامع - دیوید رانفلت (لینک فایل پی دی اف)


لرستان ، انتخابات ، طایفه و توسعه / محافل سنتی و خویشاوندی مانع توده ای شدن جامعه ایرانی است

(لینک )



[ جمعه 29 خرداد 1394 ] [ 05:22 ب.ظ ] [ بابک ملایری ]
صعود خیبر لرستان به لیگ یک مبارک باد

تیم فوتبال خیبر لرستان ساعتی پیش در بازی برگشت پلی آف لیگ یک در ورزشگاه شهدای هویزه نازی آباد واقع در نزدیکی میدان بهشت نازی آباد موفق شد با ارائه یک بازی خوب به نتیجه تساوی یک بر یک برسد و با سزاواری به لیگ یک فوتبال کشور صعود کند.
بازی رفت هفته گذشته در خرم آباد با نتیجه یک بر صفر به سود خیبر تمام شده بود.
در بازی امروز در تهران چند صد تن هوادران تیم لرستانی از جمله دهها لر ساکن تهران حضور داشتند و به تشویق تیم لرستان پرداختند و نمونه ای از همبستگی لری را به نمایش گذاشتند.




[ پنجشنبه 7 خرداد 1394 ] [ 06:55 ب.ظ ] [ بابک ملایری ]
حوادث هفته پایانی لیگ برتر فوتبال در ورزشگاه یادگار امام تبریز در مقیاسی کوچک نشان داد که حذف مجاری رسمی و شناخته شده از چرخه اطلاع رسانی، فضا را برای شیوع سریع شایعات در جامعه دامن می زند و می تواند تهدیدات امنیتی برای کشور در پی داشته باشد.

اینک که با پدیده نوظهور و منحوس داعش ، شاهد تهدیدات بالقوه امنیتی در اطراف کشور هستیم و بدخواهان در منطقه درصدد سوء استفاده از برخی مسائل داخلی مانند رویدادهای اخیر مهاباد برای دمیدن در تنور اختلاف و درگیری در کشور هستند ، توجه به امر گفت و گو و تبادل نظر آزاد در عرصه رسانه ای کشور به عنوان پادزهری مهم در برابر سم خطرناک افراط گرایی و تفرقه انگیزی بیش از پیش ضروری به نظر می رسد.



ادامه مطلب

[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 06:39 ب.ظ ] [ بابک ملایری ]
خیبر لرستان امروز پنجشنبه در حضور حدود 6 هزار تماشاگر در ورزشگاه تختی خرم‌آباد میزبان حریف آب‌پوش تهرانی بود كه در پایان با تك گلی كه در ششمین دقیقه از وقت‌های تلف شده به ثمر رساند، موفق شد پیروز از میدان خارج شود.
تك گل خیبر در لحظات پایانی روی پاس پویا عالیخانی با ارسال مسلم پروانه‌پور توسط بازیكنان استقلال وارد دروازه‌ی این تیم شد.
این دو تیم در نیمه اول با احتیاط رویاروی هم صف‌آرایی كردند و خیبری‌ها بیش‌تر قصد داشتند ضمن نخوردن گل، از روی ضربات ایستگاهی قفل دروازه‌ی حریف را بگشایند و آبی‌پوشان تهرانی نیز با علم به این موضوع، تا حد امكان از خطا كردن یا دادن كرنر به بازیكنان خیبر پرهیز می‌كردند.
نیمه اول بازی در این شرایط با تساوی بدون گل پایان یافت.
بازیكنان سبزپوش خیبر نیمه دوم را تهاجمی آغاز كردند. بازیكنان استقلال آبی تهران نیز سعی در تلف كردن وقت داشتند تا از این طریق هم زمان را به نفع خود تلف كنند و باعث تحریك بازیكنان خیبر شوند.
خیبر در نیمه دوم چند موقعیت خوب گلزنی را از دست داد و از دقیقه 80 به بعد بازی بی‌روح و متعادل شد و در شرایطی كه همه فكر می‌كردند این بازی با تساوی بدون گل به پایان می‌رسد، خیبری‌ها دو دقیقه قبل از سوت پایان بازی و در دقیقه 96 به گل برتری رسیدند تا كارشان برای بازی برگشت راحت‌تر شود.
با این نتیجه، خیبری‌ها چنان‌چه پنج‌شنبه هفته آینده موفق شوند در زمین حریف یك گل بزنند، حتی در صورت شكست 2 بر یك نیز به لیگ دسته اول فوتبال ایران راه می‌یابند. نتیجه مساوی نیز خیبر را به لیگ یک میبرد و با توجه به تک گروهی شدن لیگ یک خیبر امسال رقابت جذابی برای صعود به لیگ برتر خواهد داشت.
منبع خبر: یافته نیوز

بازی برگشت از ساعت 17  پنج‌شنبه 7 خردادماه در ورزشگاه هویزه تهران آغاز می‌گردد. ورزشگاه هویزه در میدان بهشت محله نازی‌آباد قرار دارد.
تا یک هفته وقت داریم تا اطلاع رسانی کنیم تا ورزشگاه هویزه نازی آباد را به محل گردهمایی لرها در دفاع از خیبر تبدیل کنیم.
حمایت آذری ها از تراکتور در تهران میتواند نمونه خوبی در همبستگی قومی حول یک تیم فوتبال باشد. خیبر خرم آباد, تراختور لرهاست. پس از ناکامی گهر دورود و نفت مسجد سلیمان اکنون خیبر خرم آباد سومین شانس لرها برای حضوری قدرتمند در فوتبال ایران است.



[ پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ بابک ملایری ]
تیم فوتبال استقلال ب با برتری برابر بهمن شیراز، حریف خیبر خرم‌آباد شد.


 تیم‌های استقلال ب و بهمن شیراز درحالی امروز در ورزشگاه شهدای هویزه تهران به مصاف هم رفتند که استقلالی آبی ب در صورت پیروزی پلی‌آف لیگ یک راه پیدا می‌کرد.این دیدار در نهایت با برتری یک بر صفر استقلالی‌ها به پایان رسید تا این تیم حریف خیبر خرم‌آباد در دیدار پلی‌آف برای راهیابی به لیگ یک شود.
امروز بازی های پایانی مرحله مقدماتی لیگ دسته دوم انجام شد که از مهمترین بازی ها می‌ توان به مسابقه آلومینیوم اراک ـ بعثت، خیبرخرم آباد ـ ایرانجوان خورموج در گروه اول و در گروه دوم استقلال آبی تهران ـ بهمن شیراز و کاسپین قزوین ـ پارس جنوبی اشاره کرد.

در بازی های امروز آلومینیوم با 3 گل بعثت کرمانشاه را شکست داد و خیبرخرم آباد با نتیجه 2 ـ 1 ایرانجوان را برد تا در این گروه آلومینیوم با 21 امتیازی به لیگ دسته اول صعود کند و خیبر به پلی آف برود. خیبری ها با وجود پیروزی امروز 20 امتیازی شدند. تیم سوم این گروه هم سپیدرود رشت پرطرفدار بود که در اولین سال حضور در رقابت های کشوری موفق به صعود به دور بعد نشد.

در گروه ب کاسپین قزوین، پارس جم جنوبی را 2-0 شکست داد که با این شکست تیم بوشهری به رتبه سوم گروه سقوط کرد تا تیم استقلال ب آبی تهران با توجه به برد 1-0 مقابل بهمن شیراز 15 امتیازی بشود و به دلیل گل زده بیشتر به نسبت پارس جم جنوبی به پلی آف صعود کند و ونقابل خیبرخرم آباد قرار بگیرد .

بهمن شیراز هم که شرایط خوبی داشت با وجود شکست با 15 امتیاز و تفاضل گل +4 به لیگ دسته اول صعود کرد .

بازی پلی آف لیگ دسته دوم بین استقلال آبی تهران و خیبر خرم آباد برگزار می شود . تیم استقلال آبی تیم دوم باشگاه استقلال است . بازی رفت در خرم آباد و بازی برگشت در تهران برگزار می شود که شایسته است ورزشگاه شهدای هویزه در تسخیر لرهای ساکن تهران قرار گیرد.



[ سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ بابک ملایری ]
انتخابات یک پدیده سیاسی مربوط به دوران دولت - ملت های مدرن است که بر اساس آن مردم قرار است از میان نامزدهای مختلف شایسته ترین افراد را برای پست هایی انتخاب کنند. در همین ارتباط احزاب سیاسی وظیفه ای میانجی را بر عهده می گیرند تا از یک سو نامزدهای همسو با برنامه های حزب را به مردم معرفی کنند و مورد حمایت خود قرار دهند و از سوی دیگر با اعلام برنامه های حزب در زمینه های مختلف ، مردم را در کار انتخاب راهنمایی و هدایت کنند.






هر چه توسعه سیاسی در مرحله بالاتری باشد ، انتخاب مردم نهادینه تر و مطابق با برنامه های احزاب خواهد بود. در چنین فضایی لازم نیست که مردم تک تک نامزدها را بشناسند بلکه مردم با شناختن چند حزب مختلف حزبی را که بیشترین نزدیکی را میان برنامه های آن با خواسته های خود مشاهده می کنند از میان احزاب مختلف انتخاب می کنند و به نامزدهای آن حزب رای می دهند. طبعا در یک جامعه برخوردار از توسعه سیاسی احزاب در قبال برنامه های ارائه کرده پاسخگو خواهند بود و مردم به شیوه های مختلف خواهان پاسخگویی حزب می شوند. در نبود توسعه سیاسی و نبود احزاب سیاسی متناسب با خواسته های جامعه ، کارکرد احزاب به دیگر بخش ها و نهادهای اجتماعی منتقل می شود. در چنین فضایی است که دانشگاه ، مطبوعات و دیگر ارکان جامعه هر کدام بخشی از کارکرد حزب را بر عهده می گیرند. چندان عجیب نیست که در چنین فضایی برخی هم بخواهند کارکرد حزب را بر یکی از ارکان سنتی جامعه مانند طایفه بار کنند. طایفه یک نهاد اجتماعی سنتی است که کارکردهای سنتی خاص خود را دارد اما به هیچ وجه نمی تواند نقش یک حزب سیاسی را در ارتباط با پدیده انتخابات ایفا کند. البته در جامعه ای که در برزخ میان سنت و مدرنیته سرگردان مانده و از توسعه سیاسی برخوردار نشده اصلا عجیب نیست که انتخابات در برخی مناطق رنگ و بوی قومیتی داشته باشد بخصوص در شهرهای کوچکتر که ارتباطات شفاهی و سنتی بیشتر و پیوندهای و هویت های سنتی از جمله هویت قومی و طایفه ای پررنگ تر است، انتخاب مردم در انتخابات سیاسی کم و بیش رنگ قومی و طایفه ای خواهد داشت.

به گمانم در اینجا بحث هویت ها مطرح نیست بلکه بحث درجه توسعه سیاسی مطرح است. کسانی که بر توسعه سیاسی و انتخاب هدفمند و برنامه محور مردم در انتخابات تاکید می کنند ، با هویت قومی مردم دشمنی ندارند بلکه بر پیروی از الزامات و سازوکارهای مدرن در یک پدیده اجتماعی مدرن مانند انتخابات تاکید دارند.

موضوع مهم در اینجا یافتن راهی برای سازگار ساختن هویت های سنتی با سازوکارهای مدرن است. هنری اگر هست در اینجا باید خود را نشان دهد. تشکیل حزب سیاسی یا سازمان های غیردولتی و مردم نهاد با گرایش های قومیتی می تواند بخشی از راه حل در این زمینه باشد و ضمن نظام مند کردن مشارکت مردم در انتخابات ، دغدغه های قومی را هم در نظر داشته باشد.

احزاب در حالت ایده آل بهترین سکو برای شکل دهی به مشارکت مردم در انتخابات هستند هرچند در نبود احزاب ارکان دیگر اجتماعی از قبیل طوایف ، مطبوعات ، مساجد و ... هر کدام بخشی از وظیفه احزاب را عهده دار می شوند و در چنین فضای ابهام آلودی است که نامزدها فرصت می کنند با وعده های فریبنده رای مردم را جذب کنند و به اشکال مختلف از زیر بار عمل به قول های خود شانه خالی کنند. این به دلیل نبود توسعه سیاسی و نهادینه نبودن انتخاب مردم است و معنای آن پوپولیسم نیست. وقتی توسعه سیاسی نباشد ، راه برای پوپولیسم چه از جانب احزاب یا از موضع طایفه گرایی باز می شود. حزب یک نهاد عینی سیاسی است که می تواند کارکرد اجتماعی داشته باشد. طایفه یک نهاد عینی اجتماعی است که می تواند کارکرد سیاسی هم (مثلا در انتخابات) داشته باشد اما پوپولیسم یک شیوه و روش است. یک حزب سیاسی یا یک نامزد انتخاباتی می تواند از جایگاه قوم گرایی و طایفه گرایی با شیوه ای پوپولیستی وارد انتخابات شود کما اینکه یک نامزد منتسب به قوم لر در انتخابات ریاست جمهوری با رویکردی پوپولیستی وارد شد و شکست خورد.

به گمانم زیست در جامعه امروزی که از ساخت سنتی خود جدا شده است ، مستلزم ایجاد یک حالت سازش میان هویت شهروندی و هویت قومی و طایفه ای است. هر کدام از این دو هویت کارکردهای خاص خود را دارند و می توانند در بزنگاههایی به کار آیند. در انتخابات که فعالیتی در عرصه سیاسی است ، هویت شهروندی به کار می آید هر چند هویت قومی می تواند در قالب یک حزب سیاسی مکمل آن باشد. هویت قومی و طایفه ای در عرصه های دیگر مانند اجتماعی و فرهنگی و ورزشی کارکرد دارد. اشاره برخی دوستان کاملا درست است که هویت یابی قومی در عرصه ورزشی مانند تیم های فوتبال برای بخشی از اقشار جامعه جذابیت بیشتری دارد. اما ساده انگارانه است که بخواهیم این هویت یابی در عرصه اجتماعی ورزش را به عرصه سیاسی تسری دهیم. این خود نوعی پوپولیسم است. اشتباه برخی دوستان در این است که میان حمایت از یک نامزد انتخاباتی و حمایت از یک تیم فوتبال تفاوتی قائل نمی شوند!


مطالب مرتبط :


احزاب و طوایف نباشند دنیا به کام پوپولیسم خواهد بود - سایت لور

شکست فاحش پوپولیسم قوم گرایانه در انتخابات - زاگرس ما



[ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 ] [ 06:13 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]
بازی سرنوشت ساز خیبر با سپیدرود رشت در خرم آباد

تیم پاس همدان در ادامه سریال ناکامی های سال های اخیرش روز سه شنبه در ورزشگاه قدس همدان در حالی که تا اواخر بازی یک بر صفر از حریف یزدی خود پیش بود حدود دقیقه 70 گل مساوی را روی یک ضربه ایستگاهی از فولاد یزد دریافت کرد تا از صعود به مرحله پلی آف لیگ برتر هم باز بماند. گزارشگر شبکه همدان در طول گزارش بازی تاکید می کرد که پاس همدان احتمال دارد بطور مستقیم به لیگ برتر صعود کند (در صورت شکست سیاه جامگان در مشهد در برابر داماش گیلان) یا اینکه به بازی حذفی برسد. اما حالت سوم را نگفت و در پایان هم همان حالت سوم یعنی ناکامی از صعود به لیگ برتر و بازی پلی آف نصیب پاس همدان شد تا طرفداران پاس با بهت و حیرت ورزشگاه را ترک کنند.

این در حالی است که تیم قدیمی خیبر خرم آباد که هفته گذشته در ورزشگاه اراک تیم آلومینیوم این شهر را 2 بر یک شکست داده بود روز چهارشنبه قرار است در خرم آباد به مصاف سپیدرود رشت برود. خیبر در صورت پیروزی در این بازی گام بزرگی به سمت لیگ یک بر می دارد و سال آینده همبازی پاس همدان خواهد شد که مصاف این دو تیم از دو استان همسایه می تواند بسیار جالب باشد.



[ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 ] [ 02:31 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]

در حالی که رسانه های ریز و درشت از وبلاگ ها گرفته تا کلیپ های مختلف صوتی و تصویری در سایت هایی مانند آپارات تا صدای آمریکا و ... قوم ساده دل لر را آماج حملات مخرب ضدفرهنگی خود قرار داده اند دیدن و شنیدن دوباره دیالوگی درباره قوم لر در سریال هزاردستان خالی از لطف نیست.

این کلیپ کوتاه را به شکل صوتی و تصویری در دو سایت "پادکست فارسی" و سایت "آپارات" بارگذاری کردم. امیدوارم که همه ما بتوانیم با ادامه بارگذاری و انتشار چنین کلیپ های صوتی و تصویری در فضای مجازی از تاثیرات مخرب اقدامات ضدفرهنگی علیه قوم لر بکاهیم. 
دیشب وقتی دیدم "ستار" خواننده قدیمی در برنامه نوروزی "صدای آمریکا" جوک لری مشمئزکننده ای تعریف کرد، به این فکر کردم که واقعا برخی از هنرمندان قدیمی و دور از وطن نیز تا چه حد نسبت به قومیت های هموطن خود بی اعتناء هستند و تا چه حد از رسالت واقعی هنر و هنرمندی به دور افتاده اند. امیدوارم که بتوانیم صدای اعتراض خود را به شکلی مدنی و مسالمت آمیز و همراه با ادب و متانت به گوش ستار و ستارها برسانیم تا دفعه بعدی که می خواهند جوک لری تعریف کنند شاید کمی خجالت بکشند...

لینک تصویری در سایت آپارات



[http://www.aparat.com/v/rhx0c]





[ جمعه 7 فروردین 1394 ] [ 12:45 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]
با حفظ زبان مشترک، می‌توان زبان‌های دیگر ایرانی و همچنین هویت‌های ایرانی را در پرتو تعامل با هم نشاند و انواع هویت‌های ایرانی، از فارس و ترک و لر و کرد؛ شیعه، سنی و غیره را در خدمت دولت ـ ملت ایرانی در آورد؛ عملی که تا امروز کمتر ممکن شده است.
ایران قدرتمند، ایرانی مدنی است که هویت‌ها بتوانند در شکل فرهنگی قومی و صنفی و جنسیتی و مذهبی خود را نشان دهند و بنیان مدنی - شهروندی به خود بگیرند؛ آنگاه است که همین هویت‌ها بهتر می‌توانند بپذیرند که در چار چوب ایران به خواسته و حقوق خود برسند. این مسیر را می‌توان فربه کردن دموکراسی ملی ـ مدنی نام نهاد. اگرتندروی به این روند صدمه می‌زند، در عین حال نباید نادیده گرفت که عدم شناسایی هویت‌ها هم به مسیر دموکراسی ملی-مدنی صدمه خواهد زد.


نوشته: ت - رحمانی

ادامه مطلب

[ شنبه 1 فروردین 1394 ] [ 12:33 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]
مباحث مطرح شده درباره فرهنگ و هویت و قومیت که در حاشیه بحث انتخابات ایجاد شد ، به تبادل آرای برخی از مخاطبان محترم منجر شد . نگارنده در بحث انتخابات ریاست جمهوری در همان فصل انتخابات نظرات و دیدگاههای خود را بیان کردم و مخاطبان عزیز را برای آگاهی از این بحث به مراجعه به آرشیو وبلاگ دعوت می کنم. البته آن بحث ها مربوط به انتخابات ریاست جمهوری بود که با انتخابات مجلس از لحاظ کارکرد و نحوه مشارکت و هدف گذاری مشارکت متفاوت است و در زمان خود در فصل انتخابات مجلس درباره آن بحث خواهیم کرد. دوست عزیز آقا "رضا" با توضیحاتی برخی از ابهامات درباره نظر مورخ 31 شهریور 92 را زدوده و موضع خود را شفاف کرده اند. به گمانم برخی از قضاوت های آقای میرهاشمی درباره نظرات ایشان به دور از انصاف است. اقای رضا از دیدگاه خود یک واقعیت ملموس را بیان کرده اند که عبارت است از کمرنگ شدن زبان لری در لرستان و پررنگ شدن زبان فارسی (گویش غالب فارسی یا تهرانی یا هر نامی که برایش قائل شویم) . مسلما ضعیف شدن زبان های محلی در عصر جهانی شدن یک واقعیت است که حتی در مقیاس خاصی بر زبان فارسی هم تاثیرات خود را دارد و زبان فارسی هم از زبان های دیگر تاثیر می پذیرد. بحث ما در چگونگی حفظ و حراست از زبان لری در این دوران است.
جناب میرهاشمی بحث زبان و هویت را با بحث انتخابات در هم آمیخته اند بدون اینکه ارتباط اینها را (در صورت وجود) به درستی مشخص کنند. درمورد انتخابات همانطور که گفتم خوانندگان عزیز را به آرشیو وبلاگ در تابستان 92 ارجاع می دهم . فقط این نکته را متذکر می شوم که بر خلاف گفته جناب میرهاشمی هیچ نظر و عقیده ای در این وبلاگ حذف نشده و اتفاقا سایت لور در بزنگاه مهم انتخابات از انتشار نظرات متفاوت خودداری کرده و البته نتیجه اش را هم در رای بالای لرستان به روحانی و شکست فاحش پوپولیسم قوم گرایانه و نمادش آقای محسن رضایی در انتخابات مشاهده کرد.

متاسفانه در نظرات جناب میرهاشمی نوعی شتابزدگی و قضاوت عجولانه مشهود است و نشان از آن دارد که ایشان به احتمال زیاد بحث های انتخاباتی ما را دنبال نکرده و مطالب را نخوانده اند ؛ واگرنه مرقوم نمی فرمودند : "
اینکه امثال رضا فکر کنند چون مردم لرستان رای اولشان محسن رضایی که همتبار خودشان بوده نبوده است پس باید افتخار کنند فوق العاده مذبوحانه و خنده اوراست."

کل بحث ما در انتخابات ریاست جمهوری این بوده که مساله قومیت نباید مطرح باشد. در انتخابات ریاست جمهوری مساله قومیت و نژاد و مذهب و جنسیت کاندیدا اصلا نباید مطرح باشد (بگذریم از اینکه حداقل دو موردش را قانون اساسی اجباری می داند!) هر کسی که در انتخابات ریاست جمهوری بر اساس قومیت و انتساب کاندیدا به شهر و منطقه خاص رای بدهد اوج ناآگاهی و عقب ماندگی فکری و سیاسی خودش را نشان داده خواه آن فرد یک مازندرانی باشد که به ناطق نوری به خاطر مازنی بودنش رای می دهد یا لری باشد که به محسن رضایی به دلیل لر بودنش رای می دهد. افتخار از این جهت نیست که رضایی که هم تبار لرها بوده رای نیاورده ؛ افتخاری اگر باشد از این جهت است که گفتمان قوم گرایی رای نیاورده یعنی مساله قومیت برای رای دهندگان مطرح نبوده یعنی رای دهندگان یک گام در مسیر توسعه سیاسی و فرهنگی پیش رفته اند.
مطلب مرتبط:

شکست پروژه پوپولیسم قوم گرایانه در انتخابات - لینک


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 اسفند 1393 ] [ 02:12 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]
روز 21 فوریه (دوم اسفند) را یونسکو روز جهانی زبان مادری نامگذاری کرده است. زبان مادری اساسی ترین شاخصه هویت هر فرد و قومی است. زبان ما لرها به عنوان یکی از اقوام ایرانی نیز از اصلی ترین شاخصه های هویتی قومی ما است که پاسداشت و حفظ و حراست از آن وظیفه تک تک ما است. برخی از هم تباران عزیز متاسفانه مرز میان هویت قومی و ملی را به درستی درک نکرده اند و هویت ملی را مستلزم دست شستن از زبان و فرهنگی قومی می دانند. بتازگی نظر یکی از هموطنان عزیز ساکن خرم آباد بنام "رضا" را منتشر کردم که با افتخار گفته بود خیلی از مردم لرستان زبان فارسی را به عنوان زبان اول به فرزندان خود یاد می دهند! این اصلا جای افتخار ندارد. البته وارد این بحث که فارسی و لری کدام زبان و کدام لهجه است نمی شوم. به دلیل کثرت عددی گویشوران فارسی به فرض که فارسی را زبان و لری را لهجه ای از فارسی بدانیم به هر حال این لهجه یا زبان نماد بزرگ هویتی قوم لر است که خود شاخه ها و گویش های مختلفی دارد که من بیشتر با لهجه مرسوم در ملایر و نهاوند و بروجرد و روستاهای منطقه که گویش ثلاثی نامیده می شود آشنا هستم.


با روند جهانی شدن و گسترش یک شکل شدن فرهنگی در سطح جهانی ، در سطح ملی نیز خرده فرهنگ ها و قومیت ها با زبان های محلی در حال نابودی و از بین رفتن هستند. شاید گفته شود که این جبر زمان است و از آن گزیر و گریزی نیست. اما از نگاهی انسانی و فرهنگی از بین رفتن هر زبان یا فراموش شدن هر تک واژه یک فاجعه فرهنگی است زیرا همان یک واژه را هزاران سال پدران و نیاکان یک قوم یا یک ملت برای ابداع و حفظش تلاش کرده اند. همان غربی هایی که پرچم دار جهانی شدن هستند بخوبی به ارزش فرهنگ ها و زبان ها واقف هستند. چند سال پیش خبری خواندم درباره اینکه شماری از کارشناسان دانشگاه آکسفورد راهی یکی از جزایر اندونزی شده اند تا دستور زبان و واژگان زبانی در حال نابودی را ثبت و ضبط کنند که تنها سه گویشور آن زنده مانده اند! (لینک خبر)

امروز شاید بچه های ما به دلیل جبر زمانه در ابتدا با زبان فارسی آشنا شوند و حتی با زبان های خارجی زودتر از زبان مادری نیاکان خود آشنا شوند اما وظیفه ما است که فرزندان خود را به هر وسیله ای که می توانیم با زبان و گویش لری محلی خود آشنا کنیم. نسل ما متولدان دهه 50 این بخت را داشت که با آخرین نسل از پدربزرگ ها و مادربزرگ های روستانشین همنفس و همکلام بود و زبان لری را مستقیم از آنها یاد گرفت. اما با استفاده نکردن از آن شاید خود ما هم روزی چشم باز کنیم و ببینیم که بسیاری از کلمات را از یاد برده ایم.
کلماتی مانند:
ایواره : غروب / چواشه : برعکس / کلک : انگشت / ورتیز: لگد / چخماله: چرک/

و افعالی مانند:
تیچنائن : پاشیدن / وراشیدن: نوشیدن/
و صدها کلمه و فعل دیگر...

همواره در این فکر بودم که چگونه می توانیم از این یادگار فرهنگی اجداد خود محافظت کنیم تا به این نتیجه رسیدم که راه حل را هم باید در همان جایی جست و جو کنیم که مشکل از آنجا آمده است به این معنی که از همان ابزار فناوری کمک بگیریم.
به نظرم هر وبلاگ نویس لر باید یک پادکست لری هم داشته باشد و هر از گاهی مطالب خود را با گویش لری ضبط و به شکل پادکست منتشر کند. ذوق هنری و ظرافت و طنازی لری هم اگر به کار افزوده شود می تواند نتایج خوبی به شکل محاوره یا حتی نمایشنامه های کوتاه در پی داشته باشد که هم جنبه سرگرمی داشته باشد و هم در کنار آن مقصود اصلی که حفظ زبان است حاصل شود.
می توانیم مجموعه ای از این پادکست های جالب و آموزنده و بامزه را گردآوری کنیم و فایل صوتی آنها را روی دستگاه های ام پی تری پلیر یا تبلت بچه هایمان بریزیم تا در کنار زبان های دیگر زبان مادری اجدادی خود را نیز یاد بگیرند یا دستکم با آن آشنا شوند. اگر نمی توانیم کانال های رادیویی زمینی یا رادیو و تلویزیون ماهواره ای لری راه اندازی کنیم حداقل کاری که می توانیم این است که پادکست های لری تهیه و منتشر کنیم.

خودم امروز اقدام به راه اندازی وبلاگ صوتی کردم (لینک) و امیدوارم که تا چند روز آینده بتوانم اولین پادکست صوتی را در آن بارگذاری کنم.

بیائید امسال روز جهانی زبان مادری را با راه اندازی یک جنبش پادکست لری جشن بگیریم و زبان لری را برای فرزندان خود به یادگار بگذاریم...



[ دوشنبه 27 بهمن 1393 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ بابک ملایری ]

پل سفید اهواز : آسمان آبی دیروز و غبار امروز ...

سفر وزیر کشور به عراق (لینک) برای بحث درباره مشکل ریزگردها نشان می دهد که شاخک های نهادهای سیاسی درباره این موضوع حیاتی فعال شده است و امید می رود تا پیش از تبدیل این موضوع به یک مشکل امنیتی مسئولان بتوانند با تصمیماتی شجاعانه نسبت به حل مشکل اقدام کنند.

زمستان های اهواز همواره در یادها با آب و هوای مطبوع و دل انگیز بهاری و مه غلیظ صبحگاهی ثبت شده است و کارون پر آب و سر و صدای مرغ های مهاجر بر فراز کارون. یک نسل قبل تر کارون را با ترانه های شاد مرحوم آقاسی به یاد می آورد ...

این روزها اما کارون بی رمق شده و بجای مه زمستانی خوزستانی ها پذیرای گرد و غبار شدید هستند که البته استان های همجوار هم از این مشکل بی نصیب نمانده اند.

چند روز پیش با یکی از مقامات امنیتی سازمان آب در این باره گفت و گو می کردم. مدعی بود که مشکل اصلی در عراق و عربستان است و مسئولان با مردم کاملا رو راست هستند و حقایق را می گویند چون این موضوع مهم جایی برای لاپوشانی و کتمان حقایق نگذاشته است.

به او گفتم که امیدوارم اینگونه باشد اما فراموش نکنید که صحراهای عربستان پوشیده از شن و ماسه است همانند کویرهای مرکزی خودمان و این صحراها نمی توانند منشاء گرد و غبار باشند. منشاء گرد و غبار قاعدتا زمین های خاکی است . مشکل خیلی پیچیده نیست. مشکل کم آبی در ایران و عراق موجب خشک شدن تالاب ها و هورهای جنوبی ایران و عراق شده و گرد و خاک این زمین های خشک به هوا برخاسته است. مشکل کم آبی در عراق اگر تا حد زیادی ناشی از اقدامات ترکیه است ؛ اما در ایران این مشکل ناشی از اقدامات خود ما است. احداث بیش از حد سدها در دو دهه گذشته و حفر بی حساب و کتاب چاههای عمیق در یک دهه گذشته و نیز اقداماتی مانند احداث تونل های متعدد برای انتقال آب از سرشاخه های کارون به مناطق مرکزی ایران همه و همه موجب بی رمق شدن کارون و خشک شدن انشعابات محلی آن در جنوب خوزستان شده است. آش به قدری شور شده که نماینده اهواز چندی پیش مدعی شد یک تونل مخفی کشف کرده که آب کارون را برای استفاده صنایع فولاد به اصفهان منتقل می کند. هرچند اصفهانی ها این خبر را تکذیب کردند (لینک ) اما تونل های رسمی و اعلام شده هم به اندازه کافی تاثیر مخرب داشته اند که نیازی به تونل های مخفی نباشد.


به هر حال پدیده گرد و غبار در خوزستان و ایلام و لرستان پدیده ای است که بطور مستقیم با سلامتی و جان مردم در پیوند است و وعده و وعیدهایی مانند دادن ماسک های رایگان یا درمان رایگان تنها مسکن هایی گذرا هستند و نمی توان مشکل اصلی را با این وعده ها حل کرد.

حل مشکل ریزگردها نیازمند تصمیمات بسیار مهم در سطوح بالای حاکمیتی است. در سالگرد انقلاب شاید بیراه نباشد که بجای دشنام های باد هوا به رژیم گذشته در یک اقدام عملی نسبت به برچیدن صنایع ذوب آهن در اصفهان و انتقال آن به سواحل جنوبی کشور تصمیمات فوری اتخاذ شود. سفر وزیر کشور به عراق بخشی از راه حل است اما راه حل مهمتر در داخل کشور است. اگر مردم اصفهان و یزد به آب نیاز دارند، مردم خوزستان و ایلام و لرستان نیز به هوا نیاز دارند. مشکل اینجاست که به نام مردم اصفهان و یزد حجم زیادی از آب کارون برای مصارف صنعتی و کشاورزی به اصفهان منتقل می شود. این روند باید متوقف شود. دستکاری در اکوسیستم و طبیعت به مرور کار دست بشر می دهد از قدیم گفته اند چوب خدا صدا ندارد. این گرد و غبار در واقع همان چوب خدا یا طبیعت است که بر سر ما فرود آمده . اما چرا باید تاوان برنامه های بدون مطالعه مقامات رژیم گذشته (در احداث ذوب آهن در مرکز ایران) و راه حل های اشتباه تر مقامات فعلی در انتقال آب کارون به مرکز ایران را مردم و کودکان معصوم بدهند؟



[ یکشنبه 26 بهمن 1393 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ بابک ملایری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 25 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

در سالهای اخیر برخی افراد با انتساب خود به شهرستان بروجرد با این توجیه كه مشكلات مدیریتی و بیكاری در لرستان قابل حل نیست خواستار جدایی از لرستان بوده اند. این افراد در همین ارتباط نام ملایر را نیز وارد بحث های خود كرده اند. اینجانب بابك ملایری خبرنگار ، در این وبلاگ قصد به نقد كشیدن استدلال های طرفداران تجزیه استان لرستان و نیز اطلاع رسانی و بیان دیدگاههای انتقادی درباره مسائل و مشكلات کشور با نگاهی ویژه به حوزه زاگرس میانی را دارم.
"زاگرس ما" نگاهی است از بلندای زاگرس بر فلات ایران زمین . این وبلاگ تا سر حد امكان تلاش می كند در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و قانون مطبوعات با حفظ احترام افراد حقیقی و حقوقی در جهت اطلاع رسانی تلاش كند.
آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ